چند پسته لال مانده است
آنها که لب گشودند؛خورده شدندآنها که لال مانده اند ؛می شکنند
دندانساز راست می گفت:پسته لال ؛سکوت دندان شکن است !
من تعجب می کنمچطور روز روشن
دو هئیدروژنبا یک اکسیژن؛ ترکیب می شوند
وآب ازآب تکان نمی خورد!شیر مادر ،مهر مادر ،جانشین ندارد
شیر مادر نخورده،مهر مادر پرداخت شدپدر یک گاو خرید
و من بزرگ شدماما هیچ کس حقیقت مرا نشناخت
جز معلم عزیز ریاضی امکه همیشه میگفت:
گوساله ، بتمرگ!رستم ،کنار پیاده رو سیگار می فروشد
سهراب ،ته جوب به خود پیچیدگردآفرید،از خانه زده بیرون
مردان خیابانی برای تهمینه بوق می زنندابوالقاسم برای شبکه سه ،سریال جنگی می سازد
وای...موریانه ها به آخر شاهنامه رسیده اند!!
صفر را بستندتا ما به بیرون زنگ نزنیم.
از شما چه پنهان،ما از درون زنگ زدیم!
برچسب:
نویسنده: ایلیا فدایی